أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
202
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
( 5 ) . نسخهء پ : شعيعا ديمّا ، نسخهء فارسى : شعيعا دميّا . ( 6 ) . فرزد جوىبار ، نسخهء فارسى : فرزد جوئبار ؛ II , Vullers ، 655 : فرزد . ( 7 ) . الصنوبر الصغار ، ديگر مؤلفان : ذكر الصنوبر - صنوبر نر ؛ ابو حنيفه ، 5 ؛ ميمون ، 2 . قس . با يونانى « كاج نر » ؛ ميمون ، 2 . ( 8 ) . نه تنها نام فارسى بلكه ديگر نامهاى اشاره شده ( يونانى و سريانى ) در اول عنوان نيز به معناى « مرغ » است ؛ نك . شمارهء 22 ، يادداشتهاى 7 و 8 . معلوم نيست چرا در اينجا آورده شده است . ( 9 ) . ابو حنيفه ، 5 . ( 10 ) . الزفت نك . شمارهء 500 . ( 11 ) . فى الخبر المأثور . ( 12 ) . الخامة من الزرع . ( 13 ) . Lane اين روايت را جداگانه در دو جا مىآورد ( ص 47 و 837 ) . 27 . ارنب 1 - خرگوش به رومى لاغوس 2 و لاغوذى [ اوس 3 ] است . لقب لاغوس 4 بطلميوس حكمران مصر كه به نام مادرش 5 [ به او داده شده ] از همينجاست . آن را به سريانى ارنبا و به فارسى خرگوش 6 مىنامند . دربارهء عكرشه يعنى ماده [ خرگوش ] گفته شده است كه مانند زنان دچار قاعدگى مىشود . حتى مىگويند كه هر سال دستگاه تناسلى تازهاى غير از گذشته ، پيدا مىكند . اگر اين [ گفته ] پايه و اساسى مىداشت ، در [ ماده خرگوشهاى ] پرشمارى كه شكار شدهاند ، پنهان نمىماند . مىگويند كه [ خرگوش ] با چشمان باز مىخوابد ، ضرب المثل بزدلى 7 را با آن ارتباط مىدهند . ابو طيب متنبّى مىگويد : خرگوشند و هم شاهند * با چشمان باز مىخوابند ( 1 ) . قس . سراپيون ، 39 ؛ ابن سينا ، 43 ؛ غافقى ، 115 . ( 2 ) . نسخهء فارسى : لاغوس ، نسخهء الف : لاغوغس ، يونانى . ( 3 ) . نسخهء الف : لاغوذى - يونانى . ( 4 ) . نسخهء الف : لغرس بايد خواند لغوس . ( 5 ) . منظور اسكندر سردار مقدونى ، بنيانگذار سلسلهء بطلميوسان در مصر است - بطلميوس پسر لاگوس